تبلیغات
Qaynaq - دوللو مصطفی
زبان و ادبیات توركی

دوللو مصطفی

نویسنده :Qaynaq
تاریخ:دوشنبه 23 مرداد 1391-09:19 ق.ظ

دوللو مصطفی

(شوریده ­ای از دیار اورمیه)

 احمد اسدی

شاعر، آشیق و عارف صوفی مسلک، مصطفی رسول اوغلو معروف به دوللو مصطفی به سال 1170 هجری شمسی در روستای اسلام آباد(شیطان آوای سابق) محال دول اورمیه در خانواده­ای کشاورز دیده به جهان گشود. دوران خردسالی و نوجوانی را در آغوش طبیعت زیبای این منطقه سپری نمود و مانند بسیاری از عارفان در نوجوانی و جوانی به کار چوپانی مشغول شد. روایتهای افسانه­ گونه ­ای از چگونگی شاعر شدنش در زبان مردم غرب آذربایجان روایت می­شود که همه این روایتها مبتنی بر الهام شدن شاعری در یک شب و یا در خواب بر این عارف بزرگوار می­باشد. علاوه بر این محلی که دوللو مصطفی در آن خواب دیده و شاعری بر وی الهام گشته، امروزه نیز بنام مصطفی داشی معروف است. (معنی: سنگ مصطفی, این مکان بنا به گفته­ ی شاهدان، سنگی توخالی است که دوللو مصطفی شبی را در یکی از زمستانهای سرد در آن گذرانیده و بعد از بیرون آمدن از آن سنگ بوده که شاعری بر وی الهام شده است.) اشعار دوللو مصطفی علیرغم اینکه تا 10 سال پیش به صورت مکتوب و در مجموعه­ ای گردآوری نشده بود، ولی در بین هنردوستان و ارادتمندان مکتب آشیقی اورمیه به نحو احسن حفظ و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. به طوری که علاوه بر اشعار چاپ شده در مجموعه ­های چند سال پیش، صدها قطعه شعر وی امروزه نیز در سینه ­ی مردمان این دیار حفظ گردیده است و این خود نشان­دهنده­ی محبوبیت او و اشعارش در بین توده ­های مردم و همچنین قدرت شعریت آن اشعار می­باشد. به طوری که امروزه آشیقی را نمی­توان یافت که اشعاری از دوللو مصطفی را حفظ نباشد و یا روستایی را در غرب آذربایجان نمی­توان یافت که مردمان ساکن در آنجا با اشعار این عارف بزرگوار غریبه باشند و نتوانند نمونه­ هایی از اشعار او را عرضه کنند. این موضوع تحقیق بیشتر در رابطه با دوللو مصطفی و اشعار او را می­ طلبد تا اشعار وی هرچه سریعتر توسط محققین و ادبای علاقه ­مند به صورت مکتوب درآید تا از گزند فراموشی و آفتهای گذر زمان در امان بماند. علاوه بر اینها می­توان به جرأت او را اولین آشیق و شاعر مکتب اورمیه نامید که آثارش امروزه در دسترس است و  می توانیم در چگونگی شاعری و آشیقی و شرح زندگانی وی به بحث بپردازیم.  وی علاوه بر شاعری، توانسته است به عنوان آشیق آهنگساز نیز خود را معرفی کند و آهنگ آغاخانی(آغاخانی هاواسی) را به مکتب آشیقی اورمیه هدیه دهد. آغاخانی از هاواهای مشهور در مکتب آشیقی می­باشد که به نوبه خود از آهنگهای دشوار در خوانندگی و نوازندگی می­باشد و این خود نشان­دهنده­ ی مرتبه ­ی استادی او در آشیقی می­باشد. دوللو مصطفی در طول حیات خویش در روستای شیطان آوا(اسلام آباد فعلی) و در قلعه­ ی دول آن روستا اقامت داشته که در یکی از شعرهایش به این موضوع می­پردازد:

عشقین سمندینی مینیب چاپاسان

سینیق کؤنوللرین ائوین یاپاسان

ایسته ­سن كی مصطفانی تاپاسان

گل شیطان آوانین دول قالاسینا (۱)

مصطفی در شاعری به سبک آشیقهای آذربایجان، شعر هجائی سروده و تقریباً در تمام قالبهای شعر آشیقی اشعاری به یادگار گذاشته است.( به جز چند مورد خاص). در اشعارش تخلصهای دوللو مصطفی، رسولون یئسیری، رسولون یئتیمی، مصطفی، رسول اوغلو و ... برای خود برگزیده است. اشعارش سرشار از مفاهیم عرفانی و درویش­گونه می­ باشد که می­توان نشانه­ هایی از تأثیر مکاتب عرفان مولویه، حروفیه و علوی-بکتاشیه را در آن جست. به گونه ­ای که در مضامین اشعار او، مضامینی از نسیمی، مولوی، حاجی بکتاش ولی و شاه اسماعیل و ... را می­توان یافت، که خود این مسأله نشانگر آشنایی دوللو مصطفی با مکاتب فوق و تأثیرپذیری از آنهاست.

دوللو مصطفی در طول عمر خود چندین سفر به عثمانی و محال بورچالی(بورچالی، امروزه در گرجستان قرار گرفته است. مردمان آن دیار ترک آذری و آشیقهای آنجا نیز مانند اورمیه آشیقهای تکنواز می­باشند) داشته و پاره ­ای از عمر خود را در غربت گذرانده و در آنجا ماجراهایی داشته که از آوردن جزئیات آن می­گذریم. اما در شعر زیر می­توان به دلتنگی این شاعر را برای زادگاه خود پی برد:

من غریبم سیز ده مندن اوچمایین

اوچوب، اوچوب قارلی داغی آشمایین

سئیرانگاهدی دول ماحالین گئچمه ­یین

سلامت گئده ­سیز دولا دورنالار(۲)

از نظر دوللو مصطفی آشیق بودن کار آسانی نبوده و هر کسی هم نمی­تواند آشیق شود. بنابر اعتقاد او تا عارف نشوی نمی­توانی آشیق واقعی شوی. برای آشیق بودن باید از طریقت و شریعت سر در بیاوری و به چشمه حقیقت وصل شوی:

آشیقلیغین دؤرددو یولو

چشمه دوردان بیر خبر

طریقتدی، معرفتدی، شریعت

حقیقی واردان بیر خبر(۳)

و در بند دیگری از اشعارش لازمه­ ی آشیق شدن را ادب و ارکان، همچنین کوشش و تلاش در راه آشیقی می­داند و می­گوید: یک آشیق حقیقی باید بر همه چیز احاطه داشته باشد:

آشیقلیق ایشینه یئری­ ین جانلار

یئری­ ینده گرک یئتسین ارکانا

ها یئری­ یه، ها یئتیشه، ها یئته

دریا تکین آخا گئده هر یانا(۴)

دوللو مصطفی در شعر دیگری نیز به آشیق بودن خود اذعان کرده و در ضمن آن تعدادی از شهرهایی را  که به آنها سفر کرده است نام می­برد:

دوللو مصطفایام گزدیم هر یانی

استامبول، ایزمیری، حلبی، شامی

قویموشام اوستومه آشیق عنوانی

هئچ کیم منیم کیمی بی­قرار اولماز(۵)

یا شعر زیر که در عثمانی و در دیدار با یکی از دراویش آن دیار سروده شده است که هم بیانگر راه و روش طریقت وی و هم بیانگر خروج وی از اورمی می­باشد؛ شعری که به خودی خود بیانگر این است که دوللو مصطفی از دیار خود پیش یکی از استادان بلند مرتبه­ ی آن دیار رفته و در محضر او شعر زیر را سروده است:

اورمو دیاریندان من دوشدوم یولا

گزه-گزه بو مکانا یئتیشدیم

فیض آلدیم اوستاددان آلدیم پاییمی

گوهر آختاریردیم کانا یئتیشدیم(۶)

***

اویاندیم غفلتدن واردیم عرفانا

آلدیم مطلبیمی اولدوم مستانا

صدق ایله سیغیندیم قادر سبحانا

هدهد اولدوم سلیمانا یئتیشدیم(۷)

***

صدف اولدوم دریالاری دولاندیم

ایوب کیمین هر بیر درده دایاندیم

موسی کیمین طور داغیندا ایناندیم

قطره ایدیم بیر عمانا یئتیشدیم(۸)

***

حقیقتدن بیر یول دوشدو الیمه

معرفتدن سو باغلاندی گؤلومه

مصطفایام یالان گلمز دیلیمه

ادب آلدیم یول- ارکانا یئتیشدیم(۹)

وی دارای دو دختر و یک پسر بوده که پسرش نیز همانند خودش آشیق بوده، اما روزی از خانه بیرون آمده و دیگر از او خبری نشده بود که این اتفاق بر زندگی دوللو مصطفی تأثیر فراوانی گذاشت. یکی از دختران او نیز به شعر و شاعری علاقه ­مند بوده و طبع شعر نیز داشته است. به طوری که آشیق فرهاد (وفات1341)، این استاد بلامنازع مکتب آشیقی به محضر دختر وی می­رفته و اشعار دوللو مصطفی را از او می­پرسیده است. این آشیق عارف و شاعر صوفی نهایت به سال 1254 در قریه شیطان آباد(اسلام آباد فعلی) رخ در نقاب خاک می­کشد و بنا به وصیت خود که در یکی از شعرهایش بدان اشاره کرده در محال  باراندوز و روستای باراندوز از توابع اورمیه جایی که مادر طبیعت هر ساله در فصل بهار گلها و شکوفه ­های بهاری را بر مزار وی بپاشد به خاک می­سپارند:

فلک ایلن اکدیک بیز ده بیر بوستان

ساغدا جولبر دوشوب سولدا بالستان

چوخ ایشلریک آخریمیز قبریستان

باراندوزدا منه بیر یئر سالیندی(۱۰)

عشق به اهل بیت و پیامبر(ص) را در اشعار دوللو مصطفی می­توان به عینه مشاهده کرد. مصطفی در جای جای اشعارش از خداوند متعال یاد کرده و از پیامبر اسلام و همچنین مولا و سرور خویش، پدر حسن و حسین(ع)، حضرت علی(ع) در زندگی دنیوی طلب کمک و در روز محشر استمداد مغفرت می­کند و این بزرگواران را چاره ­ی درد بی­دوای خود می­داند:

رسولون یئتیمی کرم کانینا

بیر گون اولار گئدر حق دیوانینا

خجالت گئتمه ­یک مهدی یانینا

مصطفانی مصطفایا باغیشلا(۱۱)

و یا

دوللو مصطفایام چوخدو گوناهیم

جهنم اودونا قالماییب آهیم

بیر اومودوم سنسن پشت و پناهیم

قیامت گونونده یا رسول الله(۱۲)

ما نیز در آخر نوشته­ مان شعری از  آشیق مصطفی را که در وصف علی(ع) سروده شده است می­ آوریم و امید آن داریم که مزار آن بزرگوار از طریق نهادهای ذیربط بازسازی گردیده و مقبره­ای شایسته بر روی آن ساخته شود؛ تا باشد که این عارف بزرگوار و آشیق صوفی مسلک از مهجوریت سالهای طولانی رها گشته و همانند هم­قطاران خود مانند یونس امره، خسته قاسم و ... مزاری برای بازدیدکنندگان و مشتاقانش داشته باشد و به حق خود که همانا شناخته شدن به عنوان سمبل شهر اورمیه و آشیقهای آذربایجان می باشد، برسد.

یا علی

گئجه- گوندوز چاغیردیغیم مشکل گشا یا علی

عرش-کورسون بزه­گیسن نور خدا یا علی

پنهان دردین دواسیسان ای عالمین سروری

سنسن قاضی­ الحاجات وئرن شفا یا علی(۱۳)

***

لقبین مولا دئییلمیش انا فتحنا سنین

چون صاحب ذوالفقارسان پنجه ­ی عنقا سنین

پیغمبرین قارداشیسان ختم انبیا سنین

جانشین پیغمبرسن بیزه مولا یا علی(۱۴)

***

داغیتدین خیبر قالاسین گؤستردین شجاعتی

جمع مشایخلر گلر آلار سندن معرفتی(مرفتی)

مشکل ایشی بیتیررسن تانری وئریب قدرتی

هم غیورسان هم شجاعسان شیر خدا یا علی(۱۵)

***

ای مصطفی غافل اولما چاغیرگیلن سبحانی

نجف ­الاشرفده گؤردوم شاهلار شاهی مولانی

آیه-آیه، سوره- سوره جمع ائیله ­دی قورآنی

قیامت قیام اولاندا یئتیش دادا یا علی.(۱۶)


-------------------------------------------------
ترجمه اشعار

(۱)سمند عشق را سوار شوی و طی طریق كنی

باعث ترمیم قلبهای شكسته شوی

و اگر بخواهی مصطفی را بیابی

در شیطان آباد به قلعه­ ی دول بیا.

(۲) ای درناها، من غریبم، از من دور نشوید

پرواز نكنید و از كوهستانهای پربرف عبور نكنید

منطقه­ ی دول گردشگاه است. از آنجا رد نشوید

خداوند شما را به سلامت به دول برساند.

(۳) آشیق شدن چهار شیوه دارد

از چشمه ­ی دُر به من آگاهی بده

طریقت است و معرفت و شریعت

از هستی واقعی مرا آگاه كن.

(۴) انسانهایی كه دنبال آشیق شدنند

موقع سلوك باید به اركان برسند

در سیر و سلوكشان باید واصل شوند

و همانند دریا به همه سو جاری شوند.

(۵)مصطفی و اهل دول هستم. همه جا را گشتم

استانبول و ازمیر و حلب و شام را

نام آشیق بر خود نهاده ­ام

هیچ كس همانند من بی­قرار نیست.

(۶) از دیار اورمی راهی شدم

در حال گردش به این سرزمین رسیدم

از استاد فیض یاب شدم و سهمم را گرفتم

دنبال گوهر بودم و معدنش را یافتم

(۷) از غفلت بیدار و وارد عرفان شدم

مطلبم را گرفتم و مست شدم

با صداقت تمام به خداوند سبحان پناهنده شدم

گویا هدهدی بودم كه به سلیمان رسیدم

(۸)صدفی شدم و دریاها را پیمودم

همانند ایوب به هر دردی طاقت آوردم

همانند موسی طور را باور كردم

قطره ­ای بودم كه به عمان رسیدم

(۹)راهی از طریقت مقابلم نمایان شد

چشمه ­ای از معرفت به استخرم جاری شد

من مصطفی هستم و زبانم دروغ نمی­داند

راه ادب را پیش گرفتم و به اركان رسیدم.

(۱۰)ما هم با فلك جالیزی را كاشتیم

در سمت راست آن جلبر و در سمت چپ آن بالستان است(نام دو روستا در منطقه ­ی دول)

بسیار فعالیت می­كنیم ولی نهایتمان به قبرستان منتهی می­شود

در باراندوز قبری برایم آماده شد.

(۱۱) طفل یتیم رسول(دوللو مصطفی) روزی به كان كرم واصل می­ شود

و روزی به دیوان حق متصل می­ شود

خداوندا، به خاطر اینكه پیش حضرت مهدی(عج) شرمنده نشویم

مصطفی را به خاطر حضرت مصطفی مورد آمرزش قرار بده.

(۱۲) مصطفی و اهل دول هستم. گناهان زیادی دارم

تاب آتش جهنم  ندارم

تنها امید و پشت و پناهم تویی

در روز قیامت ای رسول خدا.

(۱۳)روز و شب تو را صدا می­زنم ای علی كه مشكل گشایی

زینت عرش و كرسی هستی و نور خدایی

درمان دردهای پنهانی ای سرور عالمیان

هم قاضی الحاجاتی و هم شفا می­دهی یا علی

(۱۴) لقبت مولاست و انا فتحنا از آن توست

صاحب ذوالفقاری و پنجه­ ی عنقا از آن توست

برادر پیغمبری و ختم انبیا از آن توست

جانشین پیغمبری و مولای ما هستی یا علی.

(۱۵) قلعه­ ی خیبر را قلع و قمع كردی و شجاعتها نشان دادی

جمع مشایخ آمده و از تو كسب معرفت می­كنند

كارهای مشكل را به پایان می­رسانی چون خداوند این قدرت را به تو داده است

هم غیور و هم شجاعی، شیر خدا یا علی.

(۱۶) ای مصطفی، غافل نشو، خداوند سبحان را صدا بزن

شاه شاهان مولا علی را در نجف اشرف ملاقات كردم

قرآن را آیه آیه و سوره سوره جمع ­آوری كرد

وقتی روز قیامت برپا می­شود یا علی، به داد ما برس.



نوع مطلب : ادبیات  فرهنگ