تبلیغات
Qaynaq - هشترودی ریاضیدانی که از بُعد ریاضیات فراتر رفت
زبان و ادبیات توركی

هشترودی ریاضیدانی که از بُعد ریاضیات فراتر رفت

نویسنده :Qaynaq
تاریخ:شنبه 31 تیر 1391-09:06 ق.ظ

  
هشترودی ریاضیدانی که از بُعد ریاضیات فراتر رفت
نویسنده: سحر وحدتی   

  از شاگردان معروف اِلی کارتان، ریاضیدان مشهور فرانسوی، می‌توان به چرن، لیشترو ویتس و محسن هشترودی اشاره کرد. چرن در ریاضیات و لیشترو ویتس در ریاضی فیزیک و نسبیت، از محققان مشهوری شدند و هشترودی که ویتس در گفته‌هایش اذعان می‌داشت از او و چرن باهوش تر بوده، نه تنها جزء پنجاه ریاضیدان برتر جهان شد؛ بلکه به عنوان یک فیلسوف، اندیشمند، ادیب، شاعر و هنرشناس نیز شناخته شد.

هشترودی و دیگر بزرگان

به قول مرحوم پرویز شهریاری: «هشترودی خیلی خوب فهمیده بود، با رسالتی که دارد نمی‌تواند و نباید تنها در همان بُعد ریاضیات باقی بماند. او می‌دانست اگر بخواهد انسان باشد و به انسانیت خدمت کند باید به جنبه‌های متفاوت روح و ذهن آدمی آشنا باشد و به واقع هم، هشترودی یکی از نادر دانشمندان نیمه دوم سده بیستم است که "جامع الاطراف" بود. او هنر را می‌شناخت و خود هنرمند بود. او از جامعه شناسی و فلسفه آگاه و خود در آن زمینه صاحب نظر بود. او بر دانش های زمان خود، از ریاضی و فیزیک گرفته تا زیست شناسی و تاریخ چیره بود و همیشه در نوشته‌ها و سخن های خود از آنها یاری می‌جست. هشترودی وقتی که در بین جوانان و مشتاقان دانش بود همه غم های خود و همه بدی های روزگار را فراموش می‌کرد، دچار چنان شوقی می‌شد که با همه ضعف جسمانی خود، ساعت ها و ساعت ها سخن می‌گفت و همگان را به خلسه و مستی واقعی می‌برد».

در سایه چنین اطلاعات و سخن آرایی بود که وقتی افتتاح یک کنگره علمی در هلند با تاخیر انجام می‌گیرد، برتراند راسل با ورود پروفسور هشترودی، اعلام می‌کند که اکنون جمع کامل است و خواهان افتتاح جلسه می‌شود و یا پیکاسو همنشینی با هشترودی را ترجیح داده و به بحث‌های طولانی با وی ادامه می‌دهد؛ البته هشترودی از آن، به بگومگوهای طولانی تعبیر می‌کرد.

محسن هشترودی تولد یافته در 22 دی ماه 1286ش. در تبریز، فرزند شیخ اسماعیل یکی دیگر از چهره‌های ماندگار نهضت مشروطه که در کنار شیخ محمد خیابانی به حرکت های عظیمی دست زد و برادر ضیاء هشترودی که برای اولین بار چهره نیما و پروین را به جامعه ادب شناساند. وی تحصیلاتش را به جهت مهاجرت خانواده به تهران در مدارس سیروس، اقدسیه و دارالفنون به پایان رساند. جهت تحصیل در رشته پزشکی عازم اروپا شد؛ ولی آن را موافق طبعش نیافت و پس از بازگشت به ایران در دانشسرای عالی به تحصیل علوم ریاضی پرداخت و به عنوان شاگرد اول دانشسرا راهی پاریس شد. اساتید دانشگاه سوربن دریافتند که حضور چنین دانشجوی نابغه ای در کلاسهای دروس پایه اتلاف وقت است زیرا توانسته بود دوره کاملی از آنالیز ریاضی را که در یکسال تحصیلی تدریس می‌شود، قبل از عزیمت به اروپا در طی دو ماه به طور خودآموز فرا گرفته و در امتحانات آنالیز عالی دانشگاه نیز به کسب امتیاز اول نایل آید. بدین صورت با معاف ساختنش از گذراندن آن دروس، مدت چهار سال دوره لیسانس را در دو سال به اتمام رساند و در 1315 موفق به اخذ دکترای علوم (اِتا) از دانشگاه پاریس شد.

بازگشت به ایران

پس از مراجعت به ایران، به عنوان دانشیار، تدریس ریاضیات را در دانشگاه آغاز کرد و چهار سال بعد به درجه استادی نایل و در 1321 کرسی مکانیک تحلیلی گروه آموزش ریاضی دانشگاه تهران به وی اعطا شد و همزمان با برعهده گرفتن ریاست فرهنگ تهران، امتیاز مجله هفتگی «نامه کانون ایران» را نیز از شورای عالی فرهنگی دریافت نمود. از حافظه بسیار خوبی برخوردار بود و با یکبار خواندن کتابی، همه مطالب آن را در ذهن می‌سپرد، به زبان های روسی، عربی، ترکی استانبولی و انگلیسی آشنایی کامل داشت و استاد زبان فرانسه بود و بسیاری از سخنرانی ها و مقالاتش را به همین زبان ایراد و منتشر می‌ کرد؛ البته جالب است بدانیم که طبق اظهارات دوست دوران کودکیش، امیرمهدی آریان‌پور، هشترودی در جوانی، زبان انگلیسی را فقط به جهت خواندن منظومه Ancient Mariner (دریانورد فرتوت) اثر «کاله ریج» یاد گرفت. او به عنوان اولین کسی که مسایل مربوط بهUFO را به سر زبان ها انداخت و با اطلاعات و تصورات مفید علمی و نیمه تخیلی بی نظیرش که درباره کرات داشت، یکی از چهره‌های انگشت شمار بین المللی به شمار می‌آمد که دانش و تجربه اش در سطح جهان مطرح و به ویژه در علوم فضایی نظریاتش مورد توجه پژوهشگران این علوم بوده است. با دانشمندان و ریاضیدانانی همچون پروفسور ازرمن از دانشگاه سوربن فرانسه، پروفسور لیش نه روویچ از کلژ دو فرانس، پروفسور وایل از دانشگاه پرینستون آمریکا، پروفسور سخوتن از دانشگاه لفت هلند، پروفسور استرویک از M.I.T آمریکا، پروفسور وینوگرادف و پروفسور فینیکف از دانشگاه مسکو و ... مدام در مراوده و مکاتبه بود. با ارائه مقالاتش در کنگره‌های بین المللی از جمله کنگره بین المللی ریاضی دانشگاه ‌هاروارد، آمستردام، ادینبورگ ،کنگره ریاضیدانان زبان لاتین فرانسه، ژئومتری و ژئودزی صوفیه ،انیستیتوی مطالعات عالیه پرینستون، آکادمی علوم مسکو، آکادمی علوم رومانی، آکادمی علوم هانری پوانکاره، دانشگاه پنجاب و ... همگان را از اطلاعاتش محظوظ می‌ساخت؛ چنانچه موضوع یکی از مقالاتش در مسکو، رساله دکترای یکی از دانشجویان ژاپنی شد که بعدها به صورت کتابی به چاپ رسید و در سال 26 استاد راهنمای الکساندر (سمباد) آبیان ،جهت تنظیم رساله دکترایش در هندسه ترسیم فضای چهار بعدی، گردید که در جلسه دفاعیه رساله آبیان در دانشگاه سوربن، استادی از استادان معروف که ریاست ژوری را بر عهده داشت حضور دکتر هشترودی را برای آن جلسه و استادان ژوری افتخار آمیز توصیف کرد. در 1329 به درخواست ریاست دانشگاه پرینستون آمریکا، پروفسور اوپن هایمر، به عضویت مؤسسه مطالعات عالیه آن دانشگاه درآمد و در مدت تدریس، مصاحبت با انیشتین نیز نصیبش شد. سرانجام پس از بازگشت به مدت یکسال به ریاست دانشگاه تبریز و در 1336 به مدت سه سال به ریاست دانشکده علوم دانشگاه تهران منصوب شد و در این ایام پیشنهاد کار در مؤسسه تحقیقاتی کلژ دو فرانس را رد نمود.

حاج‌سید‌جوادی: او با دیگر دانشمندان همسنگ نبود!

دکتر حسن حاج سیدجوادی در خاطراتش درباره هشترودی، که از ابتدای تاسیس رادیو در ایران در تنظیم برنامه‌های مختلف طرف مشورت بوده و کسانی از جمله صبحی و مهتدی را برای گویندگی و کسانی را برای اجرای برنامه‌های موسیقی و هنری برمی‌گزیده و یا معرفی می‌کرده است، می‌گوید: « ... مدت دو سال در برنامه میزگرد رادیو تهران افتخار همنشینی و همصحبتی با او را داشتم که نوارهای آن می‌باید در آرشیو صدا و سیما وجود داشته باشد؛ بدون بیم و هراس از هرگونه لغزش و اشتباه می‌توانم بگویم که هیچیک از شخصیت های علمی ما در کفه ترازوی سنجش با او همسنگ نبودند. او از همه بزرگان علم و دانش زمان ما یک سر و گردن بلندتر بود. هنگامی که در دانشکده ادبیات تهران تحصیل می‌کردم به گوش خود از دکتر [محمدباقر] هوشیار، استاد فقید شنیدم که می‌گفت: دکتر هشترودی در یک کفه ترازو، سنگین تر از تمامی استادان دانشکده علوم و ادبیات در کفه دیگر است! ... من که چهل سال در محیط دانشگاه‌ها و مدارس عالی با صدها تن از مردان علم و ادب محشور بوده ام و به اقتضای کار تحقیق و روزنامه نگاری با گروه بیشماری از بزرگان علم و دانش و معرفت و سیاست گفتگو داشته ام، هیچیک را در عمق معلومات و وسعت اطلاعات با استاد هشترودی برابر نیافتم و حتی از این مقایسه شرم دارم. روزی در یکی از جلسات میزگرد رادیو، سخن به ادبیات تطبیقی و رمان مدرن کشیده شد. من برای تهیه کنفرانسی در کنگره ادبیات، جدیدترین مقالات و کتاب های منتشر شده در این زمینه را مطالعه کرده بودم. در جریان بحث و گفتگو متوجه شدم اطلاعات استاد در این رشته که تخصص من بود بسیار وسیع است به طوری که اظهارات او مورد استفاده من قرار گرفت. وقتی از استاد درباره منابع و مأخذ او سؤال کردم به این نتیجه رسیدم که وی مجلات معتبر ادبی فرانسه را مطالعه می‌کند و در جریان تحقیقات ادبی قرار می‌گیرد. در هر زمینه و موردی، آگاهی و مطالعه داشت و راجع به هر مطلب قابل تأملی مقالات فراوان خوانده بود ... » در سالهای 1318 و 1319 بخش مسئله‌های ریاضی مجله راهنمای زندگی را تنظیم می‌کرد و سردبیری مجله سخن و ریاست هیئت تحریریه نشریه فرهنگی، علمی، هنری "کتاب هفته " کیهان را بر عهده داشت و عبدالحسین مصحفی را با تمامی وجود یاری نمود تا مجله یکان را انتشار دهد و مقالاتش را برای چاپ در اختیارش می‌گذاشت. البته لازم به ذکر است که وی در جهت اشتغال و تأمین آتیه فارغ التحصیلان رشته‌های علوم، گام بزرگی برداشت و در حمایت از شاگردانش از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد چنانچه موقعیتش را به دلیل حمایت از امیرحسین آریان‌پور که متهم به اهانت به شخص اول مملکت شده بود به مخاطره انداخت. با وجود اینکه شاعر حرفه ای نبود و همیشه می‌گفت: « ... من ادعای شاعری ندارم؛ ولی ریاضیات در ذرات من است ...» به هر سه زبان فارسی، ترکی استانبولی و فرانسوی شعر می‌سرود که مجموعه اشعارش با نام "سایه‌ها" در 1323 و مجموعه مقالاتش در زمینه‌های ادبی و مباحث کلی علمی با عنوان "دانش و هنر" در 1340 منتشر شد. دکتر مهدی روشن ضمیر که با وی مراوده و دوستی داشت، معتقد بود که سخن گفتن او نیز شاعرانه و ادیبانه بود، مثل اینکه گفته‌هایش را قبلا نوشته و ازبر کرده است. او پروفسور هشترودی را شایسته ترین نابغه می‌دانست و تنها استادی که از لحاظ وسعت معلومات در سطح بالا بود. هشترودی مجلس انسی هم داشت که در آن صادق هدایت، صادق چوبک، دکتر پرویز ناتل خانلری و چند تن دیگر از دوستانش راه داشتند و یکی از مهمترین نقدهایی که بر آثار صادق هدایت پس از مرگش نوشته شد، نقد هشترودی بود. وی علاوه بر به یادگارگذاشتن کتب و مقالات فراوان در زمینه ریاضیات که بیشتر در مجلات فرانسه به چاپ می‌رسید، با توجه به داشتن ذوق ادبی و طبع شعر مقدمه ای نیز بر سفینه غزلِ سید ابوالقاسم انجوی شیرازی نوشت. هشترودی در یکی از سخنرانی هایش در تفاوت بین دانشمند و هنرمند عنوان می‌کند دانشمند کوشا و حقیقت جو مطالعه می‌کند، تحقیق می‌کند، آگاهی خود را رشد می‌دهد تا درک تازه ای از عالم هستی بیابد. زمانی که به حد بلوغ فکری رسید، حداقل به تصور اینکه رازی از عالم هستی را کشف کرده و از آن آگاه شده، خود را در مرکز اندیشه بشری می‌یابد؛ ولی هنرمند اصیل که او هم حقیقت جوست، در میدانگاه معرفت، تخیل و تأمل، عالم هستی را می‌کاود تا بالاخره همنوا با خیام شاعر می‌گوید:

اجرام که ساکنان این ایواننـــد

اسباب تردد خردمنداننــد

هان! تا سر رشته خرد گم نکنی

کانان که مدبرند، سرگردانند

با اعتراف به لذت خویش از این سرگشتگی بالاخره در سال 52 با مرگ نابهنگام دختر بزرگش ،فرانک، در فرانسه احوالش دگرگون شده و تحمل این رنج عظیم برایش بسی سخت می‌نمود تا اینکه در 13 شهریور ماه 1355 بر اثر سکته قلبی از قفس خاکی رهایی جست و با پایان دادن به این سرگشتگی در 17 شهریور ماه در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. محیط طباطبایی در مرگ او نوشت: «شادروان دکتر هشترودی مردی فوق العاده با استعداد بود در عین حال که مشغول به کارهای علمی بود و رشته اختصاصی او ریاضیات. از توجه به مسایل ادبی و اجتماعی و هنری خودداری نمی‌کرد تقریبا در وجودش یک ممزوجی از مسایل و موضوعات مختلف ریشه داشت که در او شخصیت کاملی را نشان می‌داد شخصیتی که جنبه ادبی او برای ادبا و جنبه علمی او برای علما بسیار ارزشمند بود مرگ نابهنگام او باعث تأسف جامعه علمی و ادبی ایران است».

جادوئی شب

شب فسونگر با سکوت خویشتـــن‏

سردهد در گوش من آوازهـــا

سایـــه‏ها را شبــچراغ آسمــــان‏

گسترد تا ســـرزمین رازهـــا

باد پنهان گشته در جـــنگل ز نـو

با درختان نیمه‏شب نجوا کنـد

دست یازد بیـــدبن بر سرو مسـت

ماجرای دیـگری بـرپـا کنــــد

شب فسونگر با سکوت خویشـــتن

یادهای مرده را جان می‏دهــد

آتـــش افــسرده در کـــانون دل‏

روح را تب‏های پنهان مـی‏دهد

باد سرمــــست از گلوگاه خیـــال‏

نغمه پردازد بـگوش سایه‏هـــا

بوسه‏ها از شوق و شادی چشمه‏سار

می‏زند بر دامـن کهـــپایه‏هـــا

روح ســــرگردان من فـــارغ ز تن‏

راه گیـــرد در دیـــار یادهـــا

آرزو در آرزوی آن پــــــــــــری

پر شود بر بالــــهای بادهــــا

شب فسونگر با سکوت خویشتـــن

آتشم بر جان و بر دل می زنـــد

تا کجا می رم! کنون دریای مــــرگ

موج هستی را به ساحل می زنـد

دکتر محسن هشترودی – تهران دوم مرداد ماه 1333

منابع:

یادنامه 2 (گذری بر زندگی و آثار برگزیده سخنوران،سخن سرایان و هنرآفرینان سده 13 و 14 خورشیدی)،محسن بهرامی بالانی / 2- فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن،دکتر داریوش صبور / 3- مشاهیر آذربایجان، صمد سرداری نیا / 4- مفاخر آذربایجان، ج 3و5 ، عقیقی بخشایشی / 5- یادنامه دکتر محسن هشترودی،به کوشش هادی سودبخش/ 6- ماهنامه سخن، دوره5،ش48، بهمن ماه 1332 / 7- ماهنامه سخن،دوره8،مهرماه1336 / 8- ماهنامه راهنمای کتاب،س19،ش6-4، تیر- شهریور 1355 9- ماهنامه کلک، ش76، تیرماه 1375/ 10- فصلنامه سمرقند،ش15، پاییز1385 / 11- ماهنامه چیستا،ش238، اردیبهشت ماه 1386



نوع مطلب : مشاهیر