تبلیغات
Qaynaq - حاشیه‏ ای بر نام اورمی
زبان و ادبیات توركی

حاشیه‏ ای بر نام اورمی

نویسنده :Qaynaq
تاریخ:سه شنبه 15 فروردین 1391-11:55 ق.ظ

حاشیه‏ ای بر نام اورمی

یازان: بهرام  اسدی

 مركز استان آذربایجان غربی كه امروزه اورمیه یا ارومیه خوانده می‏شود یكی از قدیمی‏ترین شهرهای كشورمان ایران است كه بیش از چهار هزار سال سابقه تاریخی دارد.

 در مورد نام این شهر نظرات مختلفی ابراز شده است و گویا یكی از قدیمی‏ترین نامهای آن چی‏چست بوده است (به نام دختر زرتشت و نظر به اینكه این شهر مهد زرتشت بوده) ولی بحث ما روی نام فعلی آن است كه میان اورمیه و ارومیه سرگردان است به چند نظریه در مورد نام شهر اشاره می‏كنیم و روی هر كدام بحث مختصری خواهیم داشت.


 1 - ساده‏ ترین تحلیلی كه از نام شهر به عمل آمده و در كتب چندی به آن اشاره شده این است كه آن را اورمیه دانسته به اور+ میه (میاه) تجزیه كرده‏اند و عقیده این تحلیل‏گران آن است كه اورمیاه واژه‏ای عبری است. «اور» به معنی شهر (همانند اورشلیم) و میاه جمع «ماء» به معنی آبها و اورمیاه یعنی شهر آبها. همانگونه كه اورشلیم به معنی شهر سلامتی است.

 این نظریه بسیار ساده‏لوحانه به نظر می‏رسد و گویا مستمسك نظریه‏پردازان آن اشتراك واژه «اور» در دو شهر اورمیه و اورشلیم بوده و در ادامه اشاره می‏كنیم كه اصولاً (میه)ای در میان نیست تا تبدیل به «میاه» شود و این شهر در سابقه تاریخی خود جمعیت غالب یهودی نداشته كه نام شهر یادگاری از آنها باشد.

 2 - گروه دیگری بر این عقیده‏اند كه این شهر سرزمین اورارتوها بوده است و نام اورمیه با نام اورارتوها در ارتباط است و از آنها باقی مانده است. این گروه اورمیه را قبول دارند نه ارومیه را.

 3 - عده دیگری می‏گویند این شهر از قدیم‏الایام دروازه روم بوده است (تركیه فعلی). بنابراین با پسوند نسبیت تبدیل به رومی و با پسوند "ه" مكان به شكل رومیه در آمده است و از آنجایی كه تكلم شهر به زبان تركی بوده و تركان عادت داشته‏اند و دارند كه معمولاً به اول اسامی الف زایدی اضافه كنند همچون شنبه=ایشنبه و رضا=ایرضا به رومیه نیز الفی اضافه كرده آنرا اورومیه یا ارومیه نموده‏اند.

 این نظریه از چند جهت ضعیف به نظر می‏رسد اول اینكه دروازه روم آنچنان كه از بقایای جاده ابریشم نیز مشخص است از شمال استان بوده است نه از این شهر و دوم اینكه چرا اهالی ترك زبان شهر برای ساختن نام شهر خود از دستور زبان عربی پیروی كردند؟

 4 - اورمان (ORMAN) در تركی به معنی جنگل است عده قلیلی نام شهر را مشتق از اورمان دانسته و مدعی می‏شوند كه شهر جنگلهای وسیعی داشته است. این نظریه سست‏تر از موارد قبلی است.

 5 - پنجمین نظریه‏ای كه مطرح می‏كنیم نام شهر را با نام شهر اورومچی در تركستان چین (ایالت سین‏كیانگ) در ارتباط می‏داند بر اساس این نظریه خاستگاه اصلی تركان آسیای میانه و ایالاتی از چین است و اقوام ترك در طول تاریخ به طور دسته جمعی یا انفرادی مهاجرتهای متعددی را به سمت غرب انجام داده‏اند. به طوری كه امروزه ملل ترك تا غربی‏ترین نقاط اروپا پراكنده شده‏اند. تركستان چین كه تا چندی قبل دولت مستقلی بود دو شهر بزرگ و تاریخی دارد. اورومچی و قشقر (كاشغر). اورومچی كه مورد بحث ماست و عده‏ای نام عشایر قشقایی در جنوب كشورمان را نیز مشتق از قشقر دانسته‏اند (هر چند در این مورد نیز نظریات دیگری مطرح است). رسم بر این بوده و الان نیز است كه وقتی مهاجرینی از یك منطقه به منطقه دیگر می‏روند نام محل اصلی خود یا نام طایفه و عشیره خود را به محل تازه اطلاق می‏كنند و ما این هر دو را در اورمی مشاهده می‏كنیم. می‏توانیم اینگونه در نظر بگیریم كه طوایفی از تركان به محل این شهر و محل روستاهای اطراف كوچیده‏اند.

 گروهی از آنها محل تازه خود را به نام شهر و آبادی اصلی خود نامگذاری كرده‏اند همچون اورمی از اورومچی و توپراق قلعه (روستایی در شمال شهر) كه در عین حال نام یك محل تاریخی در آسیای میانه نیز می‏باشد و تعداد زیادی از همان مهاجرین محل جدید خود را به نام عشیره و طایفه خود نامیده‏اند همچون چونقورالی - دانقیرالی - یاغمورالی - سوروك - بدكی (نام روستاهایی در اطراف اورمی) و دوه‏لی (روستایی در سلماس) كه به ترتیب از نام طایفه‏های چونقورلو - دانقیرلی - یاغمورلو - سوروكلو - بدكی -دوه‏لیخانلی گرفته شده‏اند. لازم به تذكر است كه بیشتر طوایف فوق‏الذكر الان هم در میان قشقاییان به صورت طایفه‏ای زندگی می‏كنند. بنابراین فرض ما اینگونه شكل می‏گیرد كه یك گروه از اقوام مهاجر از تركستان هنگام ورود به ایران دو شاخه می‏شوند یكی به منطقه آذربایجان مهاجرت می‏كنند و آبادیهای فوق‏الاشاره و بسیاری از آبادیهای دیگر را به نام طایفه یا موطن اصلی خود نامگذاری می‏كنند و گروه دیگری از همان طوایف به جنوب كشور رفته و عشایر قشقایی را تشكیل داده‏اند و نام عشیره‏ای خود را همچنان حفظ كرده‏اند[1]، ما اورمیه یا ارومیه را قبول نداریم و اصولاً پسوند یه=ye  بعداً به نام شهر اضافه شده است.

 بحث تاریخی و بررسی اسناد تاریخی در این مورد را به مورخین وا می‏گذاریم و به چند سند ادبی اشاره‏ای خواهیم داشت:

 1 - در یك مثل فولكلوریك آذری آمده است:...گل اوخو بیزیم دیلی - بیزیم دیل اورمو دیلی - اورمودان گلن آتلار... در این سند شفاهی كه از قرون كهن در سینه مردم آذربایجان باقیمانده نام شهر «اورمو» آمده است.

 2 - آشیقها، نوازندگان محلی آذربایجان هستند كه اكثراً مشاور و همه‏كاره قوم نیز بوده‏اند. سابقه تاریخی آنها چندین هزار سال است. ولی قدیمی‏ترین آشیق آذربایجان كه اشعارش را در دست داریم آشیق قوربانی است كه معاصر شاه‏اسماعیل صفوی بوده. در جایی از دیوان آشیق قوربانی می‏خوانیم:

 اورمونون یوللاری دوزوم-دوزومدور

اورمو كاروانینین یوكو اوزومدور

 در اینجا نیز نام شهر «اورمو» آمده است و به اصلی‏ترین محصول شهر در آن دوره تاریخی (حدود پانصد سال پیش از این) یعنی انگور اشاره شده است كه هم‏اكنون نیز از محصولات عمده شهر می‏باشد.

 3 - در دوره‏های متأخر سری هم به دیوان میرزا علی معجز شبستری می‏زنیم. ایشان از شعرای معاصر رضاخان بوده و در چند جای دیوانش لفظ اورمو آورده است به عنوان مثال:

 ائدنده اورمونو اشغال اسماعیل آقا

آخیردی سئل كیمی بیچاره ازرقین قانی.

 4 - بعد از نام همه شخصیتهای تاریخی شهر چون حسام‏الدین چلبی و صفی‏الدین همواره واژه اورموی آمده است و این نشان‏دهنده آن است كه نام شهر اورمی بوده چون اگر نام شهر اورمیه بود در ساختن صفت نسبی از آن «ی» حفظ می‏شد و باید می‏گفتیم حسام‏الدین اورمیوی، همچنانكه در نسبت دادن شخصیتهایی از شهرهای قونیه و ملطیه به آن شهرها همواره «قونیَوی» و «ملَطیَوی» گفته شده است نه قونَوی و مَلَطَوی.

 تذكر: معمولاً در زبان روسی و به تبع آن در زبان آذربایجان رایج در شمال رود ارس همچنین در تعدادی از زبانهای خارجی مخصوصاً نامهایی كه به مصوت ختم شده‏اند الف زایدی می‏آید كه در مصوتها با یك «ی» نیز همراه است همچنانكه نامهای اندونزی، ژاپن و آلمان به صورت اندونزیا، یاپونیا و آلمانیا تلفظ می‏شود.

 بنابراین با این مدل «اورمو» به شكل «اورمویا» در می‏آید كه می‏تواند به راحتی به اورمیا و ارومیه تبدیل شود و شاید یكی از دلایل تبدیل اورمی به اورمیه در اثر كثرت استعمال استفاده از این شیوه باشد كه رفته رفته بر سر زبانها افتاده و رایج شده است.[2]

 معنی لغوی اورمو: در مورد معنی لغوی اورمو می‏توانیم بگوییم كه می‏تواند مشتق از مصدر تركی «اورماق» شكل قدیمی «وورماق» به معنی زدن، نشانه‏گیری كردن و معانی قریب به آن باشد. اورماق در دیوانهای شعرای آذربایجان مكرر آمده است به عنوان مثال حكیم فضولی می‏فرماید:

 دم خیر سؤزوندن اور دمادم

ور خیر دئمزسن ابسم ابسم

 بنابراین «اوروم» به معنی محل نشانه‏گیری و هدف و آماج و اورومچو به معنی نشانه‏گیر و تیرانداز خواهد بود.

 از یك زاویه دیگر نیز می‏توانیم به مسئله نگاه كنیم و آن این است كه شهر اورومچی در چین به احتمال قوی در مسیر و در اوایل جاده ابریشم قرار داشته و عده زیادی از افراد آن به اروپا (روم) به تجارت می‏رفته‏اند و از این جهت «رومچو» و با اضافه كردن الف زاید تركی «اورومچو» نامیده می‏شده‏اند. رفته رفته همین نام روی شهر باقیمانده است یا شاید همین اورومچوها شهر اورومچی را ساخته‏اند و بعد تعدادی از آنها به آذربایجان مهاجرت كرده و محل خوش آب و هوای آن را پسندیده و در آن ساكن شده‏اند و آنرا با روم (اوروم) برابر دانسته‏اند. (اورومو بولدوق = روم را پیدا كردیم).

 اورومو= اورمو

 لازم به تذكر است كه در زبان تركی به تاجرانی كه به یك شهر بیشتر مسافرت داشته‏اند نام همان شهر با پسوند «چی» اطلاق می‏شد همچنانكه امروز هم در میان نام خانوادگی تعدادی از هم میهنامان به نامهایی چون تهرانچی و استانبولچی برخورد می‏كنیم (باكیچی‏نین سؤزو سووو كاغیذی-مرحوم شهریار)

 - كوتاه سخن اینكه در یك جمع­بندی از مطالب بالا مشاهده می‏كنیم نام شهر به صورتهای اورمیه - ارومیه - رومیه - ارمیه - اورومیه - اورمویا - اورمیا نوشته شده است ولی با مراجعه به اسناد ادبی و بررسی قراین كه تنها به چند مورد از آنها اشاره شد آنچه بیشتر از همه به چشم می‏خورد واژه «اورمو» می‏باشد بنابراین اگر فرد منصفی باشیم و به آداب و رسوم و فولكلور اهالی نیز احترام قایل باشیم باید همان واژه «اورمو»« و یا حداقل «اورمی» به كار ببریم نه اورمیه و نه ارومیه و نه واژه دیگر.

 و اما ساده‏ترین تحلیل كه سهل‏الوصول‏ترین معنی را نیز دارد و نظریه اصلی خود اینجانب به شمار می‏آید این است كه اورمو از دو كلمه اور+مو تشكیل یافته.

 اور تلفظ قدیمی «قور» از مصدر «قورماق» به معنی بنا نهادن و آباد كردن گرفته شده است كه معنی شهر نیز از آن استخراج می‏شود و «مو» معنی «من» می‏دهد در زبان سومری به جای كلمات من - سن واژه‏های مئ - سئ (ME-SE) به كار می‏رفته است و اورمو یا اورمه با این حساب «شهر من» معنی می‏دهد. همین واژه (مئ) در كلمه مئآنا(میانه) نیز خودنمایی می‏كند و نام این شهر نیز به معنی (مادر من) و سئآنا(چیانه) در منطقه سولدوز به معنی (مادر تو) می‏باشد.

 به همین صورت است كلمه «ماوانا». مئ + وانا= آبادی من.



[1] مطالب اشاره شده در حد نظریه مطرح شده‏اند چنانكه نظریات دیگری مطرحند كه نشان‏دهنده مهاجرت آن اقوام(اورومچی و قشقر و امثالهم) از منطقه اورمی هستند.

[2] دكتر توحید ملكزاده در این مورد نظر دیگری دارد. طبق نظر ایشان كاربرد واژه ارومیه توسط مرحوم تمدن بوده است كه ایشان نیز برای خود دلایلی داشته است.(رجوع شود به كتاب »تاریخچه دارالنشاط اورمیه« تألیف دكتر توحید ملكزاده دیلمقانی).

http://bahramasadi.blogfa.com/post-27.aspx