تبلیغات
Qaynaq - «آفتاب آذربایجان» درگیسینین ایشیغی سؤنمه یه جك
زبان و ادبیات توركی

«آفتاب آذربایجان» درگیسینین ایشیغی سؤنمه یه جك

نویسنده :Qaynaq
تاریخ:شنبه 3 دی 1390-09:40 ب.ظ

«آفتاب آذربایجان» درگیسینین ایشیغی سؤنمه یه جك

Şəkil:Cover 16.jpg

یازماغی رسمی اولاراق، بو نشریه دن باشلادیم و بونا هر زامان فخر ائدیب، ائده جه یم. تأسف له بو گوجلو و چوخ سئویلیب، چوخ یانداشلی درگی كادرین دَییشه رك، كئچمیشده كی كیمین چیخمایاجاق. بو آجی خبر بوتون آذربایجان ادبیاتینا ماراقلی اولانلاری راحاتسیز ائتدی. اوره ییم دولودور و یازماق چتین، یالنیز دئیه بیلرم: بو گونش پارلاق قالاجاق.

آشاغیدا بو درگینین دَیرلی باش یاانینین اورك سؤزلرینی سیزلرله پایلاشیرام، لوتفن سونونادك اوخویون
:

الوداع دئمیرم گؤروشه جه ییک


آفتاب آذربایجان، آذرگون، آذربایجان گونشی و هر اسمی که برایش گذاشته بودند و یا گذاشته بودید، دیگر همانند گذشته نخواهد درخشید. آفتاب آذربایجان منتشر خواهد شد اما نه با کادر فعلی، با کادر جدید و متفاوت.

از جزئیات فشارهایی که بود سخن نخواهم گفت. چراکه همه شما به این مسائل عادت کرده‌اید و حدسهای درستی خواهید زد. اصولاً همه اعضای کادر قبلی آفتاب آذربایجان سالها بود که خود را برای اینچنین موقعیتی آماده کرده بودند. نشریه ای که بیشترین مخاطب را جذب کند، تورکی بنویسد و مختص آذربایجان باشد، مستقل باشد، به نسبت دیگر نشریات آگهی بیشتری داشته و کلفت تر باشد، مرتب منتشر شود، قیمتی در حد نشریات سراسری بزند و بفروشد و … اینچنین نشریه ای همیشه یک استرس پشت سرش دارد. اینکه تا کی دوام می‌آورد!!

من به شخصه اعتقاد دارم ما در این پنج سال که متأسفانه امکان نشد حتی شماره سالگرد ششمین سال را منتشر کنیم، هر آنچه که در توانمان بود، برای انتشار نشریه به بهترین شکل ممکن انجام دادیم. می‌دانم که همکارانم و خوانندگان نشریه نیز اکثراً این گفته را تأیید خواهند کرد. مخاطب بالای نشریه گواه این موضوع است. نشریه ای که در این دوره 500 تیراژی مطبوعات استان، حدود سه هزار نسخه فروش داشت و هر شماره پی دی اف آن بیشتر از 3000 بار دانلود می‌شد و هر جلدش توسط چندین نفر خوانده می شد. مقدار مخاطب به یک طرف، کیفیت مخاطب نیز قابل توجه بود. مخاطبان گسترده از سواد ابتدایی تا استادان بزرگ، از کودک و نوجوان تا کهنسال، از قشر ضعیف جامعه تا قشر مرفه، همه خواننده این نشریه بودند و اغلب هم خواننده دقیق. آنچنان دقیق که گاهی اس ام اس هایشان نکته‌هایی را می‌گفت که خودمان نیز متوجهش نشده بودیم. ما در این پنج سال دروغ ننوشتیم، چاپلوسی نکردیم، اشتباه عمدی نداشتیم، صمیمی بودیم و ارتباط دو‌طرفه با مخاطب داشتیم. بدون شک نتیجه نظرسنجی از مردم در نمایشگاه که نقاط قوت نشریه را بیان دردهای آذربایجان به زبان ساده، نوشته شدن به زبان تورکی، پرداختن به آذربایجان و صمیمی بودن، صادق بودن و ارتباط با مخاطب می‌دانستند بر این گفته من مهر درستی خواهد زد. ما در این پنج سال رسالتی که در بین مطبوعات استانی فراموش شده بود را انجام دادیم. در دورانی که نود درصد مطبوعات رپرتاژنامه شده و فقط از مسئولان استانی تمجید می کردند، با آشیق ها مصاحبه کردیم، از کسانی نوشتیم که عمری را صرف کاری کرده بودند و فراموش شده بودند، هنرمندان، نویسندگان و قهرمانان را معرفی کردیم، مردم عادی را به صفحات نشریه آوردیم و حرفهایشان را چاپ کردیم، آثار و مکانهای تاریخی را معرفی کردیم، از شخصیتهای تاریخی نوشتیم و کتاب معرفی کردیم. ظاهراً گناهی که نابخشودنی است.

آفتاب آذربایجان همانطور که خود رشد می کرد، کلفت تر می شد، تخصصی تر می شد، باعث رشد نویسنده‌هایش و مخاطبانش نیز شده بود. اغلب نویسنده‌های نشریه و همکارانمان کار جدی مطبوعاتی خود را از آفتاب آذربایجان شروع کرده و هر کدام امروزه تبدیل به نویسنده‌هایی صاحب نام شده اند. شاید بتوان آفتاب آذربایجان را یک آکادمی آماتور نامید. از بین خوانندگان نشریه عده زیادی جرأت دست به قلم بردن پیدا کردند و بعضی‌ها حتی نویسنده ثابت آفتاب آذربایجان شدند. همین خود برای ما افتخار است و نشان اینکه رسالت مطبوعاتی مان را به درستی انجام داده‌ایم. چه سعادتی از این بالاتر که بسیاری با خواندن آفتاب خواندن و نوشتن زبانی را آموخته اند که کلاسی برای آموزشش نداشته‌اند و قلمی به دست گرفته‌اند که جرأت به دست گرفتنش را نداشتند. تنها دلخوشی من همین می‌تواند باشد که امیدوار باشم با این وداع قلم از دست این افراد نیفتند و این موضوع دلسردشان نکند. شاید حافظه‌ام به تمامی یاری نکند اما از ابوالفضل ثوابی یا همان پیس اوشاق که می‌تواند عزیز نسین آذربایجان باشد، از یاسر ارتشی یا همان میرزاآغا گولشچی که ذهنش خلق شده است تا متفاوت بیندیشد، از حسن مرادی که مطمئنم در آینده نزدیک به یکی از نویسندگان قدر آذربایجان بدل خواهد شد، از مریم چرخ انداز که قلم و ذهن خوبی برای نوشتن و ترجمه کردن دارد، از ساناز شهابی که استاد انجام دادن کارهای غیرممکن است، از پدرام بگلو که می‌دانم شروع به نوشتن یک کتاب تاریخی کرده است، از هادی نظری که سرش برای نوشتن درد می کند، از حسین واحدی که هر روز نوشته هایش بهتر می شود، از آتیلا سلمانی که ذهن متفاوت اندیش گرافیکی فوق‌العاده اش را همه می‌شناسیم، از افخم ابراهیمی، شیوا حاجی محمدی، صیاد فیضی، یعقوب کامرانی، لیلا چرخ انداز، واله شیری، میرهدایت سید مرندی، جواد آقایاری، اصغر اسدی، سهیلا صدیقی، ثریا قاسم زاده، هادی درخشان، وحید چیره دست، رقیه کبیری، امید بنام، حمید والایی، فریدون مصطفی پور، سهند نظمی، ملیحه عزیزپور و از سایر نویسندگان و خوانندگان از قلم افتاده نشریه تشکر کرده و درخواست می‌کنم قلمشان را زمین نگذارند.


همانند حسن ختام هر کاری، با تمام شدن مسئولیت انتشار آفتاب آذربایجان، باید از تمام کسانی که به نوعی کمکی به انتشار این نشریه داشته‌اند تشکر کنم. بدون شک افراد زیادی می توانستند به این نشریه آگهی بدهند اما با وجود ادعای فرهنگی و … ندادند. در عوض کسانی بودند که نیازی به آگهی نداشتند اما آگهی می دادند. از آگهی های تمام صفحه بگیرید تا یک کادر. بدون شک اگر بخواهیم اسم ببریم باید از صدها نفر یاد کنیم. اما شاید بتوان از خوانندگان محبوب آذربایجان همانند مسعود امیرسپهر ( که همانند اسپانسر دائمی تنهایمان نمی‌گذاشت و مدیونش هستیم)، رحیم شهریاری، مسعود فلاح و آیتام نام برد و تشکر ویژه کرد. از تمام کسانی که نشریه را می خریدند و بخصوص کسانی که آن را هدیه می دادند، اس ام اس می‌زدند و در مورد مطالب نظر می دادند، به دفتر نشریه می‌آمدند و مطلب می‌دادند تشکر ویژه ای می کنم. از تمام کسانی که کارهای فنی همانند چاپ لیتوگرافی، صحافی و توزیع نشریه را انجام می داند. و از همه بیشتر از مدیر مسئولمان، علی تشنه دل که تا آخرین لحظه حامی ما بود و همه همکارانی که بیشترشان بدون دریافت یک ریال، هر کاری برای نشریه از نوشتن بگیر تا حتی کارهای دفتری و بدنی، انجام می‌دادند و منتی برای کارهایی که انجام می‌دادند نداشتند. بیشتر از یک مینی بوس انسان! که در لحظات خوشی و ناخوشی در کنار هم بودند.

ما ادعا نداریم که مشکل مالی نداشتیم. همیشه از این بابت نالیده ایم اما با وجود این همیشه توانسته بودیم بر آن غلبه کنیم. دوست ندارم اینطور القاء شود که مشکل مالی باعث این تغییرات شده است. کادر قبلی بر اساس بعضی مصلحتها و از برای دست نرفتن زحمات پنج ساله شان، ترجیح دادند کنار بکشند و اینک کسان دیگری مسئولیت انتشار آفتاب آذربایجان را برعهده گرفته اند. البته از بین کادر قبلی تعداد اندکی بر اساس طرز فکر و انگیزه‌های خاص خود به همکاری با آفتاب آذربایجان جدید ادامه خواهند داد. من نیز نمی‌خواهم در این مورد پیش‌داوری کنم و آرزویم این است که آفتاب آذربایجان از آنچه که بود بهتر شود. گرچه اگر مشکل بالا رفتن کیفیت نشریه بود دلیلی نداشت به جای کادر موفق قبلی کادری جدید جایگزین شود. ما تنها می‌توانیم امیدوار باشیم که آفتاب آذربایجان حداقل با همان کیفیت قبلی منتشر شده و خدای نکرده از سطح مطالب و تعداد صفحات کاسته نشود. یا مثلاً می‌توانیم امیداوار باشیم کادر جدید که دارای سابقه مطبوعاتی بسیار بیشتری از ما هستند با توجه به اخلاق حرفه‌ای حداقل لوگو و طراحی صفحات نشریه را که نشانه ای از طرز تفکر گروه قبلی بود، و نام ستونها و صفحات را تغییر دهند و به شایعات پیچیده در سطح جامعه و در بین همکاران مطبوعاتی در مورد این موضوع پایان دهند.


علی فرهاد

مدیر اجرایی و سردبیر سابق ماهنامه آفتاب آذربایجان





نوع مطلب : ادبیات