تبلیغات
Qaynaq - اورمیه یـا ارومـیـه
زبان و ادبیات توركی

اورمیه یـا ارومـیـه

نویسنده :Qaynaq
تاریخ:چهارشنبه 23 آذر 1390-06:45 ب.ظ

اورمیه یـا ارومـیـه

 

نوشته محمد علی ارجمندی




در مورد نوع تلفظ و نگارش نام اورمیه نقطه نظرات مختلفی در میان زبانشناسان، تاریخ نویسان و جهانگردان وجود دارد ، قریب به اتفاق آنها واژه « اورمیه » را درست دانسته ، تلفظ كرده و نوشته اند ، نوع تلفظ « اورمیه » توسط مردمانش نیز كه آن را سینه به سینه از گذشتگان به ارث برده اند، این امر را به اثبات می رساند .

به هر حال « اورمیه » این شهر باستانی با قدمت شش هزار ساله به اثبات رسیده اش  به هر نوعی یعنی « اورمیه ، اورمیا، اورمی » خوانده و نوشته شود مهم نیست، مهم اینست كه در همه حال حرف « و » قبل از « ر » آورده می شود و این بخاطر جزء اول این اسم « اور » می باشد كه در زبانهای اورال آلتائیك ، تركی باستان و سومری بمعنی شهر شناخته می شود .

تئوری سومری نام اورمیه : مدافعین این نظریه نام اورمیه را به شكل اور + مو (UR+MU ) و یا اور + مه (UR+ME) بكار      می برند . اور در زبان سومری كه زبانی هم ریشه و خویشاوند با زبان تركی می باشد به معنی شهر و آبادی است ، به مانند شهرهای اور و اوروك پایتخت تمدن سومر و یا تمدن التصافی زبان اورارتو كه قسمت نخست این نام نیز مرتبط با همین واژه می باشد .

اما بخش دوم این اسم ( مو –MU ) در زبان سومری به معنای بهشت یا بخشی از بهشت می باشد ، همچنین این لغت به باران نیز اطلاق می شود . « مه – ME  ) ) نیز در این زبان به معنی معیار فرهنگی و یا نشانه های آن می باشد .بنا بر این اورمو« URMU» به زبان سومری به معنی شهر بهشتی و شهر باران می باشد « اورومه – URUME » یا اورمی ٍ نیز به معنای شهر با فرهنگ می باشد كه با توجه به هوای نشاط آور اورمیه و لقب دارالنشاط كه به این شهر تعلق دارد و همچنین مردمان با فرهنگ اش این گفته و شباهت موجود در این میان سنجیده و درست به نظر می آید و این بواسطه همانندی فرهنگی و زبانی غرب آذربایجان تحت عنوان دولت         « آراتتا » با سومریان بوده زیرا در آن زمان زبان سومری كه از نوع    ( التصاقی ) زبانها می باشد حالت بین المللی داشته و در ملل همجوار نیز نفوذ داشته و این در حالی است رشد زبانی هردو « آراتتا و سومر » یكی بوده است .

نمونه این تشابهات فرهنگی و زبانی را می توان در نخستین رمان دست نوشته بشر « قیل قمیش » خلاصه كرد كه بخشهایی از ماجرای آن در سرزمین آرتتا «آذربایجان غربی – اورمیه» روی                    می دهد . سندی دیگر از این روابط تنگاتنگ و نزدیكی این دو فرهنگ صفحه برنزی با تصویر قیل قمیش است كه در سال 1322 شمسی از محوطه باستانی گوی تپه اورمیه كشف شده است .

تئوری اورال – آلتائیك نام اورمیه : « اور » در زبان تركی باستانی بمعنای مكان و اوبا بكار می رود ، به نظر عده ای از صاحبنظران كلمات یورد( اورد ) و یئر نیز از همین ریشه اند . در زبانهای اورال آلتائیك تركیبات متعددی وجود دارند كه یاد آور نام اورمیه اند ، معنای همه آنها ، شادی ، زیبایی طبیعت سحر انگیز و ..... است .

مانند نامهای ، اورما – URMA  ، اورمان -  URMAN ، اورماس – URMAS ، اورم – URM ، اورومو – URUMU ، و ..... كه بمعنای زیبایی ، الهام ، روحیه ، شوق و ذوق می باشد ، مانند كلمه ی « اورومچی » كه اورو – URU به معنی زیبا و مچی -  MCI بمعنی مرغزار و چمنزار است .

همچنین به تركی باستان می توان اشاره كرد كه اورون – URUN ، اورین – URIN  - ORIN ، و اورگون – URGUN همه به معنی شاد و شاداب بودن است . بنا بر این نظریه نام « اورمیه » كلمه ای اورال آلتایی - تركی- به معنی مكان زیبا و شادی بخش است كه بواقع نیز مصداق طبیعت و هوای سحر انگیز اورمیه می باشد .

اما عده ای نیز نام اورمیه را ناشی از تلفظ تركی « رومیه » یا « رومی » می دانند ، طبق این نظر از آنجاییكه صدای « ر » در اول كلمات  اصیل تركی نمی آید برای بر طرف كردن این مورد به ابتدای اینچنین كلماتی « حرف « او» یا « ای » اضافه می شود شكی نیست ، اما اینكه نام این شهر رومیه یا رومی بوده باشد مورد قبول مورخین نیست  و فاقد پایه و مایه علمی و تحقیقی است ، اما اگر این نظریه نادرست را هم در نظر بگیریم این واژه اورمیه تلفظ می شود نه ارومیه .

 اما نظریه دیگری نیز غیر از این موارد ذكر شده  وجود دارد وآن مربوط می شود به كتب مذهبی و تفاسیری كه از قرآن كریم موجود می باشد ، در بیشتر آنها از خضر نبی (ع) با نام ( اورمییا ) یاد شده   است .

و نام خضر « سبز » كه آن حضرت با آن شناخته می شود بواسطه معجزه ایشان و سبز و جوانه دادن درختان خشكیده ای بود كه به آنها تكیه می داد ه و یا از هر جایی كه عبور می كرده سر سبزی را به ارمغان می آورد . علامه طباطبایی نیز در تفسیرالمیزان جلد 12 صفحات 8 و 597 به این معجزه حضرت خضر نبی ( اورمییا ) اشاره كرده است .

 مدافعین این نظریه نام شهر باستانی اورمیه را برگرفته از نام حضرت « اورمییا » خضر نبی و سرسبزی اورمیه را نیز از قدوم آن حضرت می دانند . خود نگارنده نیز بارها این گفته را از زبان پیر مردان و پیر زنانی كه آن را سینه به سینه از گذشتگانشان به ارث برده اند شنیده ام .

البته در این مورد كه حضرت خضر نبی ( اورمییا ) به محلی بنام « باجروان » سفری داشته اند شكی در آن نیست ، چرا كه علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان ج 13 ص 601 به این موضوع اشاره داشته اند  و حتی از زبان سایرین نیز به این موضوع اشاره كرده و نوشته اند و نام آن روستایی را كه صحبتش به میان آمد  « باجروان » در گذشته شهری بزرگ و آباد از توابع دشت مغان آذربایجان بوده است و اورمیه نیز می تواند در مسیر این سفر باشد . البته وجود مكانهایی با نام « خضر » در جای جای آذربایجان نیز این نظریه را تقویت می نماید به عنوان مثال روستای خیضر ، خیضرلی در جنوب اورمیه ، خیضر آوا در شرق عجب شیر و روستاهایی با همین نام در شمال غربی قره ضیاء الدین و جنوب شرقی (اهر ) .

اما همانطوریكه در ابتدای این سطور نیز به آن اشاره شد ، نگارش صحیح « اورمیه »یعنی « و » قبل از « ر » و اشاره به آن توسط  بسیاری از مورخین و صاحبنظران نیز این امر را تایید می كند ، كه از این اسامی و كتب متعدد برای نمونه می توان به مسالك و ممالك استخری – تاریخ ماد – ام دیاكانوف ، ترجمه كریم كشاورز – ایران زمین ، جلیل زاهد و محمد رضا زهتابی – رضائیه در چشم انداز تاریخ ، پرویز شهریار افشار – آذربایجان در سیر تاریخ ، رحیم رئیس نیا – اورمیه در گذر زمان ، حسن انزلی – معرفی شهرهایی از آذربایجان ، پرویز یكانی زارع و دهها و صدها كتاب و نقشه های تاریخی كه همگی بر نام این شهر قدیمی ( اورمیه ) =  (اورمی –ه ) صحه می گذارد .

«بو مقاله یاشاییش هفته لیگینین 152 جی ساییندا 7 اردیبهشت 1390 دا محمدعلی ارجمندی آدیلا چاپ اولوب»