تبلیغات
Qaynaq - کلیات زبان ترکی
زبان و ادبیات توركی

کلیات زبان ترکی

نویسنده :Qaynaq
تاریخ:پنجشنبه 17 آذر 1390-04:36 ب.ظ

کلیات زبان ترکی

نوشته: اسماعیل سالاریان


مقدمه : زبان اولین وسیله ارتباطی انسانهاست،كه وظیفه اصلی آن برقراری ارتباط كلامی است. اما وظیفه فرعی دیگری را نیز بردوش می كشد كه بعضا مهمتراز وظیفه اول می باشد و آن تشكیل یكی از پایه های هویت ملی و شخصیت فرهنگی اقوام بشری است. در هر زبانی معمولا یك زبان مادر وجود دارد كه شاخه هایی به نام لهجه از آن انشعاب یافته است. یادگیری زبان مادری برهمه گویندگان آن زبان فرض مسلم می باشد. چرا كه بدون آن پایه های هویت و شخصیت فرهنگی افراد و به تبع آن جامعه به طور ناقص شكل می گیرد. دراین پست کلیات زبان ترکی مورد تحقیق و بررسی قرار داده ایم، امید است مورد استفاده قرارگیرد.

زبان / Dil

زبان یک پدیده ی طبیعی، اجتماعی است و به عنوان ابزاری برای تبادل فکر و احساس استفاده بکار می رود. زبان پایه و اساس فرهنگ و تفکر بشر است بطوریکه، انسان اول زبان را یاد می گیرد و بعد در همان زبان فکر می کند و به وسیله ی همان زبان افکار و علوم خود را به نسل های بعد منتقل و هدیه می دهد .

زبان نمایانگر تفکر افرادی است که به آن زبان تکلم و فکر می کنند و در هرزبان، هر کلمه برای خود یک کتاب تاریخ است که اگر آنرا بشکافیم خواهیم دید که چرا اصلا یک کلمه متولد شده و اعتقاد افرادی که این کلمه را خلق کرده اند چه بوده و بسیاری از امور دیگر .

زبان مانند هر موجود زنده ، دارای تکامل و پویایی است و از ابتدایی ترین صداها شروع شده و به هجا و کلمه ها تبدیل می شود و در طول قرن ها اندک اندک ساختار خود را تکمیل می نماید و این موضوع بدیهی است که هرچه عمر یک زبان بیشتر باشد توانمند تر است .

زبان مانند هر موجود زنده‌ی دیگر قابلیت زند و زای داشته و دارای مرگ و میر است. به عبارتی بسیاری از زبان‌های رایج درازمنه‌ی قدیم، امروزه كاربرد نداشته و ازبین رفته‌اند. و درمقابل بسیاری از زبانها نیز همچنان درحال زند و زای می‌باشند و ملل آن زبان با آنها تكلم می‌نمایند.

آنچه باعث مانایی و دوام زبان‌ها می‌گردد ثبات شرایط سیاسی و اقلیمی كشورها و غنای آن زبان‌ها می‌باشد، عناصر لغت‌‌ساز اعم از پیشوندها ، میانوندها، پسوندهای صفت‌ساز و اسم‌ساز و غیره نیز در مانایی و غنای زبان موثرند. بعضی از زبان‌ها و گویش‌ها در مقارنت با سایر زبان‌ها مغلوب زبان غالب گردیده و به مروراز بین می‌روند و یا فقط شکل خود را تغییر و با شکلی دیگر به حیات خود ادامه می دهد. انقراض و نابودی هر زبانی دلیل بر ضعف آن زبان نمی باشد بلکه دلیل بر بی لیاقتی افرادی است به آن زبان صحبت می کنند. ازبین رفتن یک زبان به نشانه ی از بین رفتن فرهنگ و هویت قومی است که بدان زبان سخن می گوید و از هر جنبه ای مد نظر قرار گیرد کاری غیر انسانی است .

برای یاد گیری هر زبانی باید چهار مرحله را پشت سر گذاشت :

اولین مرحله در یادگیری هر زبانی شنیدن آن انست ، بطوری که یک کودک چندین ماه و حتی چندین سال گوش میکند و آنگاه به مرحله ی بعد می رود و حرف می زند . او در اوایل این مرحله شروع به گفتن آواهایی میکند تا بدانجا می رسد که خوب صحبت می کند و این زبان است که مغز او و نگرش او بدنیا را شکل می دهد .

پس ازآن، نوبت آموختن است کودک پس از صحبت به زبان مادری، شروع به آموختن شکل نوشتاری زبان ( الفبا ) می کند و بعد از آموختن مقدمات زبان مادری و قوانین آن شروع به نوشتن تفکراتی می کند که در درون او لانه کرده اند و از اینجاست که انتقال فکر به صورت شکل مادی فرهنگ و تمدن شروع می شود . اصولا زبان هایی از بین خواهند رفت که یکی از این چهار مرحله را نداشته باشند .

نتیجه اینکه، طبق تعریف سازمان یونسکو فرد با سواد کسی است که بتواند بزبان مادری خود خوب حرف بزند، آنرا خوب بخواند و خوب نیز بنویسد. حال نوبت ماست که فکر کنیم که آیا ما باسوادیم ؟ یا بی سواد.؟

زبان ترکی( Türk dili)

زبان ترکی مادر و شاخه های آن، خانواده ای از گروه زبان ها ی التصاقی به شمار می روند، و زبان های التصاقی به دو گروه اورال و آلتاییک تقسیم می شود که ترکی متعلق به خانواده ی زبان های آلتاییک می باشد و از لحاظ ساختاری نیز به خانواده ی دیگر این گروه یعنی خانواده ی زبانی فین و اوغور بسیار نزدیک است

زبانهای اورال-آلتای:

زبانهای اورال-آلتای از شاخه‌ی زبانهاب التصاقی (آگلوتیناتیو) می‌باشند. در ساختار این زبانها ریشه افعال موقع صرف تغییر نكرده و ثابت می‌ماند. در این زبانها پیشوند، ‌میانوند وجود ندارد. كلمات با استفاده از پسوندها ساخته ‌می‌شوند. از اینرو به این خانواده‌ی زبانی، زبانهای پسوندی نیز می‌گویند.

خویشاوندی زبانهای اورال-آلتای بر اساس مشابهت‌های زیر می‌باشند:

1- هر دو خانواده جزو زبانهای التصاقی (آگلوتیناتیو) بوده و قوانین ساختاری هر دو زبان یكی می‌باشد.

2- استروكتور و ساختار هر دو زبان هیچ تفاوتی با هم ندارند.

3- هماهنگی حروف باصدا (قانون هماهنگی اصوات//قانون توالی)در هر دو زبان موجود است.

4- به عقیده‌ی دانشمند و زبان‌شناس مشهور «لازول رازونی» فراوانی حروف صدادار و كمی حروف بی‌صدا و عدم بكارگیری حروف بی صدا در اوّل كلمه ازخصوصیّات مشترك این دو خانواده‌ی زبانی می‌باشد.

5- وجود اضافات هم به عنوان پسوند در صرف افعال و هم در ساخت كلمه در زبانهای اورال-آلتای از مشابهت‌های مهم و قابل توجه می‌باشد.

6- در هر دو خانواده‌ی زبانی مشابهت‌های لغوی و لغات مشترك فراوانی موجود است.

علاوه بر زبان ترکی، زبان های کره ای ، ژاپنی ، فنلاندی ، بلغاری ، مجاری و . . . نیز در گروه زبان های التصاقی قرار دارند .

براساس تحقیقات موسسه ی زبانشناسی اروپایی – آمریکایی ASTM ، بیش از 19 درصد کلمات زبان انگلیسی ، 39 درصد کلمات زبان ایتالیایی ، 17 درصد زبان آلمانی و 9 درصد زبان فرانسه و . . . بطور مستقیم ترکی می باشند. زبان ترکی از لحاظ گرامر و قواعد یکی ازقویترین زبان های دنیاست و از نظر سازمان یونسکو نیز سومین زبان غنی و قدرتمند زنده ی دنیا بشمار می رود .

علی رغم اینکه زبان ترکی مادر بنا به مصالح سیاسی به شاخه های گوناگون تقسیم شده است، اما در اصل یک زبان ترکی در دنیا وجود دارد .

زبان ترکی به زیرشاخه هایی از جمله ترکی خراسانی ، ترکی آذربایجانی ، ترکی ترکمنی ، ترکی قشقایی ، ترکی تاتار ، ترکی ازبکی ، ترکی باشقورتی ، ترکی اویغوری و . . . تقسیم می شود .

تارخ زبان ترکی و اقوام ترک در ایران به اقوام بین النهرین یعنی حدودا هزاره های پیش از میلاد باز می گردد و به اقوامی چون سومر ، ایلام ، سکا ، گوت ، کاس ، اورارتو ، ماد ، هیتی ، میتانی ، اشکانی و . . . می رسد .

در ایران زبان ترکی به گروهای ترکی خراسانی، ترکی آذربایجان، ترکی قشقایی، ترکی ترکمنی، ترکی افشار و ترکی خلج تقسیم می شوند.

ترکی خراسان :

ترکی خراسان به خانواده ترکی اوغوز و یا ترکان غربی تعلق دارد و از نظر زبان ‌شناسی شاخه ترکی اوغوز شامل ترکی ترکیه، ترکی آذربایجان، ترکی خراسان، ترکی ترکمنستان، ترکی قشقایی، ترکی منطقه خوارزم و ترکی خیوه ازبکستان و … می‌باشد.

تقسیم بندی ساختاری زبانهای دنیا :

زبانهای زنده دنیا را علاوه بر منشا برحسب ساختار نیز به 4 دسته عمده تقسیم نموده اند:
1- تك هجایی: مثل زبان چینی كه درآن هر كلمه بیشتراز یك هجا ندارد و براساس موقعیت کلمه درجمله معانی، متعددی می دهد.
2- قالبی: مثل زبان عربی كه كلمات آن درقالب (ابواب و اوزان) خاصی شكل می گیرند. دربعضی ازتقسیم بندی ها این مورد جز زبانهای تحلیلی دسته بندی گردیده است .
3- تحلیلی: مثل زبان فارسی و زبانهای اروپایی كه در ساخت هر كلمه تازه، بن كلمه تماما زیر و رو می گردد. مثل کلمه انگلیسی رفتن(go)، كه شكل اصلی فعل درافعال گذشته قابل تشخیص نیست ( Go –went-gone).
4- التصاقی: كه تركی از این گروه است و در ساختار آن، كلمه همیشه دارای یك بن ثابت است و كلمات با افزودن پسوند به این “بن” ثابت ساخته میشوند. مثال:”بن ” فعل” آل ” (بگیر) در افعال ” آلدیم، آلمیشام ” و … .ثابت است.

زبان ترکی زیر شاخه ی زبان های التصاقی یا پیوندی می باشد. دراین گروه زبانی از پیشوند و میانوند خبری نیست و فقط پسوند وجود دارد. دراین گونه ی زبان ها، ریشه ی اصلی فعل هیچ تغییری نمی کند و به همین خاطرتقریبا هیچ فعل بی قاعده ای درآن وجود ندارد . (به استثنای فعل کمکی ایمک/بودن ) .

دراین گروه زبانی فقط با اضافه شدن پسوند به ریشه، کلمه ی جدید ساخته می شود و عمل اضافه شدن پسوند تا چندین مرحله می تواند ادامه یابد .

زیاد بودن تعداد پسوند ها دراین گروه زبانی باعث می شود که دایره ی لغات دراین زبان ها ، بسیار گسترده باشد و این گستردگی فقط به پسوند ها محدود نمی شود بلکه در معانی نیز گسترش می یابد. از لحاظ ساختن کلمه ، ترکی زایاترین زبان دنیا است و حدود 2400 فعل را در خود جای داده است که بیشترین تعداد در بین تمام زبان هاست .

خصوصیات کلی زبانهای تركی :

خانواده زبان تركی به عنوان سومین زبان قدرتمند و قانون مند دنیا ، دارای 29 لهجه است ازاین میان، 20 لهجه دارای كتابت و ادبیات كتبی می باشند. اعضای خانواده زبان تركی اشتراك نزدیكی به هم نشان می دهند. این همانندی درعرصه آواشناسی ، مورفولوژی و ساختار نحوی آنهاست. خصوصیات و ویژگی های زبان تركی درمیان لهجه های مختلف آن یكسان و شامل موارد ذیل می باشد:

1- در بین صداهای كلمات هم آهنگی(قانون توالی) اصوات در كلمات وجود دارد. این خاصیت بین تمام زبان های خانواده ی اورال آلتایی وجود دارد . قانون هماهنگی اصوات كه باعث راحتی تلفظ و خوش آهنگی می گردد.یعنی صداهای كلفت(O – U- A – I) و صداهای نازك ( Ü – Ö – İ- Ə – E) نمی توانند در ریشه یك كلمه با هم مخلوط شوند. مثال گورمک ((Görmək , قالماق ( Qalmaq) تركها هنگام صحبت كردن به فارسی به طور غریزی این قانون را به كار می برند. مثلا سمیه را سومایا ” ( Sumaya ) و عباس را “” آبباس (Abbas ) ذكر می كنند.
2- دراین زبانهاحرف جنس و حرف تعریف موجود نیست و اسامی هرگز جنسیّت ندارند. [نبودن جنسیّت مذكر و مونث در اسامی] . جنسیت در بین کلمات زبان ترکی وجود ندارد و به جای آن مقام انسان نسبت به جانداران و جانداران نسبت به بی جانان ارجح تر می باشد
3- بدلیل التصاقی یا پیوندی بودن این زبانها، صرف به وسیله اضافه كردن پسوند صورت می گیرد و كاربرد كلمات به شكل التصاقی می‌باشد. [كاربرد و ساختار كلمات پسوندی می‌باشد.] : آل +دیم، آل+دین و… .
4- فعلی دال بر مالكیّت دراین زبانها موجود نیست ولی درصرف اسامی پسوند ملكی به كار می رود : آل + دیغیم= آلدیغیم
5- اشكال افعال غنی و متنوع است و صرف افعال دراین زبانها مغایر با زبانهای هند و اروپایی است. در این زبانها ریشه فعل هنگام صرف ثابت مانده و تغییر نمی‌كند.

6- حرف جر بعد ازكلمه می آید: ائودن به معنای ازخانه.
7- صفت قبل از اسم می آید: قاراداغ .
8- بعد ازاعداد علامت جمع به كار نمی رود. شمارش طبق اصول معین صورت می گیرد.
9- شكل مقابله صفات با پسوند مفعول منهی بكار می‌رود و مقایسه با مفعول منه صورت می پذیرد: مندن آلچاق
10- برای فعل معین به جای داشتن از بودن (ایمك) استفاده می شود. فعل در آخر جمله می آید.
11- پسوند سوالی موجود است: گلدین می؟ یا گوردون مو؟ و …
12- به جای حرف ربط از اشكال فعل استفاده می شود:” گوردوگوم داغ ” به معنای كوهی كه دیدم كه به غلط بعضی ” او داغ كی گوردوم” می گویند.

13- كلمات تركی انعطاف زیادی برای اصطلاح سازی دارند. مثلا ازكلمات باش (سر)، گوز(چشم) و دیل(زبان) بیش از دویست اصطلاح و تعبیر وجود دارد. مانند: دیل آچماق – دیللنمه ك – دیلی توتولماق. باش وورماق، باش چكمه ك، باش ایمه ك و … .
14- پسوند های تركی غنی و متنوع است و امكان ساخت لغات نو را بالا می برد. پسوندهایی مثل “چی، لیك، لی، سیز، جیل” و ..….
15- زبان تركی حدود 24000 فعل دارد. افعال تركی به جز فعل ناقص ” ایمك”/ بودن، همگی باقاعده اند.
16- افعال متعدی تركی با اضافه كردن پسوند به فعل لازم به راحتی ساخته می شوند: اویناماق=بازی كردن (لازم) ، اویناتماق=چیزی را بازی دادن (متعدی). افعال متعدی درجه دو و سه هم در تركی قابل ساخت است: وورماق (متعدی) به معنای زدن- ووردورماق (متعددی درجه دو)، به معنی به وسیله كسی زدن – ووردوتدورماق (متعددی درجه سه) به معنای وسیله زدن كسی را فراهم آوردن.

17- در زبان تركی كلماتی با اختلاف جزیی در معنی وجود دارند كه درسایر زبانها كمتر نظیرآن دیده می شود. مثلا برای دعوا كردن كلماتی مثل : ساواشماق – دویوشمه ك – توتوشماق- توقوشماق – چیرپیشماق – ووروشماق و … وجود دارد كه هر كدام نوع خاصی ازدرگیری را مطرح می كند. حتی درترکی ماست‌ها با توجه به مراحلی که دارند و با هر تغییردرحالت آن‌ها، نامشان نیزعوض می‌شود: قاتوق ، سیزمه، دوراق .

18- وفور پسوند درافعال و تركیب پسوندها و حالات افعال تركی به خلق كلماتی منجر می شود كه بیان آنها در سایر زبانها با یك یا چند جمله امكان پذیر است.مثل ” سئویشدیرمه لیییك ” (( یک فعل تركی) به معنی ” آنها را باید وادار كنیم كه همدیگر را دوست داشته باشند ” (دو جمله فارسی).
19- نفوذ بسیاری از لغات تركی در سایر زبانها. مثلا حضور كلمات یوغورت (ماست)، دیب (عمق)، یاشماق (روبند) و … در زبان انگلیسی. و یا كلماتی بین المللی مثل چاققال (شغال) كه در زبانهای عربی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و فارسی به اشكال مختلف دیده می شود. همچنین می توان از راهیابی چند هزار لغت تركی به فارسی اشاره نمود كه جز كلمات مصطلح و روزمره زبان فارسی است. مثل: آقا ، خانم، اتو، سراغ، بشقاب و اكثر لوازم آشپزخانه، دوقلو، باتلاق، چوپان، چكش، چادر و… ..

20- حروب بی‌صدا در اوّل كلمه بكاری نمی‌رود.

21- حرف بی صدای «ر» در اوّل كلمات بكار نمی‌رود.

22- ادات معلوم و مجهول در اسامی بكار نمی‌رود.

23- در این زبانها هرگز پیشوند و میانوند وجود ندارد و فقط پسوند بكار می رود.(بجز پیشوند لاپ علامت صفت عالی)

24- كمی آدات استفهام. [كم بودن ادات سؤال.]

25- كمی حروف ربط.

26- ادات اشاره قبل از اسامی و اسامی قبل از فعل می‌آیند.

منبع

Short URL: http://www.turkicpress.com/fa/?p=3207



نوع مطلب : ادبیات